خیلی مخلصیم. من دربست در خدمتم. برگشتم به جمع 717 یی ها، با تمام قدرت.
غم قفس به کنار
آنچه عقاب را پیر می کند، پرواز زاغ های بی سر و پاست.
سالی
نوروز
بیچلچله بیبنفشه میآید،
بیجنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانهی رنگین بر آینه.
سالی
نوروز
بیگندمِ سبز و سفره میآید،
بیپیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بیرقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.
سالی
نوروز
همراهِ بهدرکوبی مردانی
سنگینی بارِ سالهاشان بر دوش:
تا لالهی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوعاش را
و تاقچهی گناه
دیگر بار
با احساسِ کتابهای ممنوع
تقدیس شود.
در معبرِ قتلِ
عام
شمعهای خاطره افروخته خواهد شد.
دروازههای بسته
بهناگاه
فراز خواهد شد
دستانِ اشتیاق
از دریچهها دراز خواهد شد
لبانِ فراموشی
به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
پیشباز خواهد شد.
سالی
آری
بیگاهان
نوروز
چنین
آغاز خواهد شد.
سالی همراه با شادمانی وسلامتی برای همه دوستانم آرزو می کنم.
سلام به همگی بچه ها!
ایام سوگواری محرم الحرام رو به همه شما دوستان تسلیت می گم...
سر آخر ما هم وبلاگ دار شدیم!
خوشحال می شم سر بزنید!
در واقع می خوام تا برگه های زندگیمون پر پر نشده، جایی برگههای زندگیمون رو بنویسم!
خیلی جذابه بعد 5 سال وبلاگ نویسی، یه وبلاگ شخصی یزنم! می تونید قسمت سمت چپ وبلاگ ایمیلتون رو بدید و عضو خبرنامه بشید تا بروزشدن وبلاگ رو خبردار بشین!
نکته کنکوری: رفتید وبلاگ برای مطلبا حتما، حتما نظر بدید!
یا علی
برچسب ها: برگه،
دنبالک ها: برگه،
سلام
ترجیح می دهم بنویسم، در مورد همه چی تو اینجا که سایر بچه ها هم کم کم بیان.
حالا شاید روی خودم کم بشه، ولی شاید روی شما!
برنامه دارم انشالله ظرف کمتر از یک هفته یه وبلاگ بزنم!
نظرتون چیه؟
فکر می کنید اولین مطلبم در مورد چیه؟
یا علی
شب خواستگاری بعد از مدتی من و دختره رفتیم تو یه اتاق تا با هم صحبت کنیم
ازم پرسید: شما بسیج فعالید؟
گفتم:بله
گفت:موسیقی هم گوش میدید؟
گفتم:بله
گفت:مثلا کی؟
گفتم:هیچکس!
گفت:وااااا
فرداش مادرش زنگ زد خونمون و گفت که نظر دختر منفیه.

تبلیغات

