صبر و تاسف و انتظار تا به كی رفتن به روی مین و انتحار تا به كی
عمری شنیده ایم شود عاقبت سفید شام سیاه و تیره و تار تا به كی
از كوی دوست سخن ها گفته اند ولی آیا برابرند شنیدن و دیدار تا به كی
آغاز راه با من و پایان به پای تو ماندن در این زمستان بی بهار تا به كی
سلام به همه بچه ها
هر چند سر نمی زنید، گفتم سر بزنم و یه چند خطی بنویسم!
هیچ!
چیزی گفتی؟ خُب بیا بنویس!
یا حـــــــق
بندی گسسته است.
خوابی شکسته است.
رویای سرزمین
افسانه شکفتن گل های رنگ را
از یاد برده است.
بی حرف باید از خم این ره عبور کرد:
رنگی کنار این شب بی مرز مرده است.
یک سال گذشت، با بغضی در گلو، غمی به دل، آهی در سینه ...
سلام
آقا تموم شد!...
به قول آن دوست محترم:
آزادی کجایی... آزادی...
ایشالا همه رجل از این سد (اگه رد نشدن) به سلامتی بگذرن!
دوستان می تونن تکرار کنن:
سربازی سر بازی سرسره بازی سر سربازی را شکست
شاد باشید
یا حــــــــــــــق
... و کلامی مهربان
در نخستین دیدار بامدادی
فغان که در پس پاسخ و لبخند دل خندانی نیست.
بهاری دیگر آمده است
آری
اما برای آن زمستان ها که گذشت
نامی نیست
نامی نیست.
خیلی دوست داشتم که واسه سال جدید یه پست بذارم ولی نتونستم چیز امیدوار کننده ای بذارم، تنها چیزی که گویای حالم بود فقط شعر هجران زنده یاد شاملو بود. به همین خاطر گفتم بعد ازعید پست بذارم. ببخشید اگه تلخه
تبلیغات 